20 February 2010

حکم زندان برای اعتراض به اعدام کودکان

آقای محمد اولیائی فرد، وکیل پایه یک دادگستری و مدافع حقوق بشر است که دفاع از برخی محکومین به اعدام را گاه بصورت داوطلبانه انجام می دهد تا جان آنها را از مرگ نجات دهد. آقای اولیائی فرد با اعدام مخالف است و از جمله وکیل بهنود شجاعی بوده است. ایشان به خاطر اعتراض به روند اعدام کودکان در ایران، توسط دادگاه انقلاب به اتهام «تبلیغ علیه نظام» مجرم شناخته شده و به یک سال زندان محکوم گردیده است.
جالب اینکه در روز 15 فوریه 2010 در نشست بررسی دوره ای وضعیت حقوق بشر در ایران توسط سازمان ملل متحد در ژنو، هیات نمایندگی جمهوری اسلامی بارها و بارها در مقابل نمایندگان کشورهای جهان تاکید کردند که در ایران کسی به خاطر دفاع از حقوق بشر زندانی نمی شود! حتی آقای عباس زاده مشکینی تاکید کرد که "صراحتا می گویم" و بیان داشت که "هیچکس به دلیل فعالیت حقوق بشر ی دستگیر نمی شود."
آنچه در زیر می خوانید متن گفتگو با آقای اولیائی فرد درباره ی وضعیت پرونده ایشان به خاطر اعتراض به اعدام کودکان است. وحدتی: آقای اولیائی فر، شما به عنوان یک وکیل مدافع از دیگرانی که متهم شده اند دفاع می کنید. اما به نظر می رسد اخیرا خود شما هم متهم به «تبلیغ علیه نظام» شده اید و پرونده ای برای شما تشکیل شده است. خواهش می کنم در مورد پرونده خودتان توضیح دهید.

اولیائی فرد: در یک مصاحبه ای که با صدای امریکا داشتم، در مورد صدور احکام اعدام یا اجرای احکام اعدام برای افراد زیر 18 سال اعتراض کردم. به خاطر همین اعتراض، محاکمه و به زندان محکوم شده ام.

اعتراض من کاملا قانونی بود. چون معتقدم از آنجایی که ایران به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته است، و ماده *37 این کنوانسیون می گوید که هر گونه مجازات سالب حیات ممنوع است، بنابراین در کشورما افراد نباید به خاطر جرم هایی که در سن زیر 18 سال مرتکب شده اند، اعدام شوند.

همچنین، بنا بر بند 5 از ماده 6 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، اجرای احکام اعدام برای افراد زیر 18 سال ممنوع است.

در بحثی که ما با پاسخگوی قوه قضائیه داشتیم، ایشان می گفت ما «اعدام» نمی کنیم، «قصاص» می کنیم. گفتیم ماده 37 می گوید مجازات سلب حیات ممنوع است. مجازات قصاص با اعدام از نظر اسم ظاهر متفاوت است ولی هر دو مجازات سلب حیات است.

ایران به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته است و هم ماده 37 که می گوید مجازات سالب حیات برای کودکان ممنوع است هم در مجلس و هم در شورای نگهبان تاییده شده است و این ماده را مخالف شرع ندانسته اند. فقط گفته اند که حق شرط داریم.

در مورد حق شرط باید گفت که طبق قوانین بین المللی، حق شرط زمانی قابلیت استناد دارد که با روح و مفاد کنوانسیون مخالف نباشد. اگر کشوری به کنوانسیون حقوق کودک بپیوندد و حق شرط پذیرفته شود، نمی تواند حقوق کودک را نقض کند. به همین دلیل برخی می گویند که شرط پذیر نیست، همانطور که کنوانسیون منع کشتار جمعی شرط پذیر نیست. ولی در مورد کنوانسیون حقوق کودک برخی حق شرط دارند. ولی اگر شرط با روح کنوانسیون مخالف باشد، شرط باطلی است.

بنابراین، این حق شرطی که سخنگوی قوه قضائیه به آن اشاره می کند، از لحاظ بین المللی باطل است.

می گویند رعایت حقوق کودک را قبول می کنیم، ولی دختر ده ساله را محاکمه می کنیم چون سن شرعی 9 سال است. پسر بچه پانزده ساله محاکمه و به مرگ محکوم می شود.

من گفتم ماده 49* قانون مجازات اسلامی را که شرط بلوغ برای مسئولیت جزائی را مطرح می کند، نباید وصل کنید به ماده 1210 قانون مدنی که سن شرعی را برای دختر 9 سال و برای پسر 15 سال اعلام کرده است.

موضوع مسئولیت کیفری را که نیازمند بلوغ کیفری است نباید به قانون مسئولیت مدنی -که سن بلوغ را 9 سال و 15 سال اعلام کرده است - تسری دهید.

این اعتراض من به اعدام کودکان را «تبلیغ علیه نظام» محسوب کردند. یک جلسه در دادسرا به منظور تحقیق تشکیل شد. سه جلسه در شعبه ی 26 دادگاه انقلاب برگزار شد. در اولین جلسه به صلاحیت دادگاه در رسیدگی به پرونده اعتراض کردم که در دادگاه تجدید نظر اعتراض من پذیرفته نشد.

مصاحبه ی من با صدای امریکا در سایت های زیادی بازتاب یافته و منتشر شده است و به من گفته شده بود که چون با صدای امریکا مصاحبه انجام شده، فقط انتشارات صدای امریکا مستند است و باید متن گفته هایت را برای پرونده بیاوری. از حدود 400 صفحه متن و سه سی دی ما متن مصاحبه را برداشت کردیم. خیلی از جمله های منتسب به من درست نبود، اما اینکه گفته بودم که قوه قضائیه مسئول است و قانون اعدام کودکان ارتجاعی است، جرم «تبلیغ علیه نظام» محسوب شد و به همین دلیل یک سال حکم محکومیت برای من صادر کردند.

البته مقامات دادگاه خیلی اصرار دارند که حکم را بطور غیرقانونی ابلاغ کنند ولی وکلای من از استفاده از شیوه های غیرقانونی استنکاف کردند. به خود من هم که امروز به دادگاه رفته بودم، گفتند که یک نگاه به پرونده ی خودت بیانداز، و من در یک نگاه به پرونده دیدم که بنابر ماده 500* قانون تبلیغ علیه نظام یک سال حکم محکومیت زندان برای من صادر شده است. پرونده را پس دادم و گفتم رای صادره را به وکلای من ابلاغ کنید.

شاید تصمیم بر این دارند که استنکاف من از گرفتن حکم و و استنکاف وکلا از ابلاغ غیرقانونی را صورت جلسه کنند و در نهایت بدون استفاده از حق تجدید نظر، بنده را راهی زندان کنند.

وحدتی: پس از صدور حکم زندان، چقدر طول می کشد تا حکم زندان به مرحله اجرا در آید؟

اولیائی فرد: در صورتیکه حکم ابلاغ شود، ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اجرا است. ولی ما الان در چالش این مساله هستیم که نمی خواهیم ابلاغ غیرقانونی انجام شود، و آنها می گویند همین است که هست.

همانطور که گفتم، احتمال دارد صورت جلسه ای تنظیم کنند که بتوانند حکم را بدون حق تجدید نظر به اجرای احکام بفرستند.

احتمال خوش بینانه تری می توان داشت که احتمال آن بسیار ضعیف است.

شعبه 26 برای ابلاغ قانونی به ما مقاومت می کند و می خواهد ما را به پذیرش امر غیرقانونی مجبور کند. بنده هم به عنوان وکیل دادگستری حاضر نیستم زیر بار ابلاغ غیرقانونی بروم برای اینکه در آنصورت بعدا نمی توانم مدعی اجرای قانون باشم.

وحدتی: دلیل اصرار دادگاه به ابلاغ غیرقانونی حکم چیست؟ آیا قصد آنها واقعا محروم کردن شما از حق تجدید نظر خواهی است؟

اولیائی فرد: من نمی گویم که قصد آنها این است. آنها می خواهند ابلاغ ثبت نشود، ما هم زیر بار نمی رویم. نسبت به همه این کار را می کنند. اینکه طرف دفترچه نقاشی فرزندش را همراه بیاورد و در همانجا در پشت آن رای صادره را بنویسد، یا اینکه حکم را پشت جلد یک مجله بنویسد، و بعدا برود این حکم را از پشت مجله پاکنویس کند و درخواست تجدید نظر بدهد، این خجالت آور است! این شیوه برای قوه قضائیه، برای دادگاه و حتی برای وکیل خجالت آور است.

افزون بر آن، نداشتن حکم اولیه مانعی برای حق متهم یا محکوم علیه در اعاده دادرسی در دیوانعالی کشور است. چون زمانی در دیوانعالی کشور می توانیم اعاده دادرسی انجام دهیم که رای اولیه در دست ما باشد. اگر نباشد، چطوری می توانیم از دیوانعالی بخواهیم مساله را بررسی کنند.

بنابراین بحث این نیست که بخواهیم لجبازی کنیم، یا موضوع را به یک مساله شخصی تبدیل کنیم.

ما می گوییم مقامات دادگاه انقلاب مثل دادگاه های جزایی در سطح تهران رای را به دفتر ما بفرستند. ما هم طبق روال قانونی به موقع به رای صادره اعتراض می کنیم. اما از زمانی که وکیل را به دادگاه انقلاب راه می دهند - تا حدود ده پانزده سال پیشتر که اصلا وکیل را به دادگاه انقلاب راه نمی دادند – می گویند بیایید بنشینید اینجا رای را رونویسی کنید، بعد درخواست تجدید نظر کنید.

رای را به ما ابلاغ نمی کنند. من ممکن است بنا به ملاحظات بخاطر موکلم که حکم اعدام یا بیست سال زندان گرفته، هر از گاهی چنین کنم، اما الان خود من زیر بار مساله غیرقانونی نمی روم حتی اگر به قیمت سلب حق تجدید نظرخواهی از من تمام شود.

وحدتی: آیا در همه ی دادگاه های انقلاب مرسوم است که رای صادر نشود و از وکیل بخواهند که رای را رونویسی کنند؟

اولیائی فرد: در شعبه ی اول دادگاه انقلاب دزفول، در رابطه با پرونده ی نیشکر هفت تپه، رای برای من فرستاده شد. اما ظاهرا در تهران مثل اینکه این مسائل را نمی خواهند رعایت کنند.

وحدتی: آیا اکنون شیوه اعتراضی به جز امتناع از رونویسی برای شما وجود دارد؟ چه شیوه های اعتراض قانونی به اینگونه رفتار غیرقانونی دادگاه انقلاب وجود دارد؟

اولیائی فرد: در صدد هستیم که دو کار انجام دهیم.
یک، قضیه را با هیات مدیره کانون وکلا مطرح کنیم که مساله بطور ریشه ای مطرح شود.
دو، در اعتراض به این شیوه اعتراض نامه ای بنویسیم و از وکلا امضا جمع آوری کنیم و این اعتراض نامه را به همراه امضاها به ریاست دادگاه انقلاب بدهیم که تصمیم گیری بشود.

سالهاست که داریم کجدار و مریز با این مساله سر می کنیم و همواره دچار مشکل هستیم. این مساله دیگر باید ریشه ای حل شود.

وحدتی: آیا خبر دستگیری خانم مریم قنبری که وکیل دادگستری است، برای شما به عنوان یک وکیل نگران کننده نیست؟

اولیائی فرد: در مورد این پرونده اطلاعات کافی ندارم. ولی بهرجت ما سه نوع مصونیت داریم: مصونیت پارلمانی، مصونیت دیپلماتیک، و مصونیت قضایی.

در واقع مصونیت قضائی را در عمل بیشتر مصروف به قضات می کنند، در حالیکه ما معتقدیم وکلا هم از مصونیت قضائی باید برخوردار باشند. یک وکیل از نظر پایه قانونی هم سطح و مطابق با یک قاضی است. ریاست کانون وکلا هم پایه ی دادستان کل کشور است. بنابراین، مصونیت را ما هم باید داشته باشیم. چرا آنها از قبل به قوه قضائیه اعلام می کنند که فلان قاضی را قرار است محاکمه کنیم. درست نیست که با وکیل مثل یک فرد عادی رفتار شود.

به گفته ی خود آقایان، ما وکلا یک بال فرشته عدالت هستیم. فرشته عدالت دو بال دارد که یک بال آن قضاوت است، و بال دیگر وکالت است. ما یک بال اجرای عدالت هستیم، ولی ظاهرا این بال خیلی شکسته است!

وحدتی: پس آیا واقعا این امکان وجود دارد که شما زندانی شوید؟

اولیائی فرد: فقط این را بگویم که من حتی به قیمت اینکه حق تجدید نظر هم از من ساقط شود، حاضرم اجرای حکم و یک سال زندان را بکشم، ولی ابلاغ غیرقانونی را زیربارش نروم. حاضرم به خاطر امتناع از رفتار به شیوه غیرقانونی مجازات شوم.

وحدتی: با سپاس، و درود به شما که برای حفظ سنگر رعایت قانون را که عمده ترین سنگر در دفاع از مردم است تلاش می کنید.




*توضیح: برای آگاهی خوانندگان ایران امروز، متن ماده های قانونی که در گفته های محمود اولیائی فرد بدانها اشاره شده، در زیر نقل می شود.
سهیلا وحدتی

• ماده 37 کنوانسیون حقوق کودک (ترجمه دکتر الف. آّبشار)
(ممنوعيت شکنجه، تضمين قانوني در اجراي مجازات)
حکومت ها تضمين مي کنند که:
الف) هيچ کودکي مورد شکنجه قرار نگيرد و رفتار غير انساني و توهين آميز با او نشود. اجراي مجازات اعدام و حبس هاي طولاني مدت براي کودکان تا قبل از پايان سن هجده سالگي ممنوع است.


• بند 5 از ماده 6 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (ترجمه دکتر ن. نوریزاده)
"حکم مجازات مرگ نباید برای جرمهائی که افراد زیر 18 سال مرتکب شده اند صادر شود و (نیز این حکم) نباید در مورد زنان باردار اجرا گردد."

• ماده 49 قانون مجازات اسلامی
ماده 49 - اطفال در صورت ارتكاب جرم مبرا از مسئوليت كيفري هستند و تربيت آنان با نظر دادگاه بعهده سرپرست اطفال و عندالاقتضاء كانون اصلاح وتربيت اطفال مي باشد .
تبصره 1 - منظور از طفل كسي است كه به حد بلوغ شرعي نرسيده باشد .
تبصره 2 - هرگاه براي تربيبت اطفال بزهكار تنبيه بدني آنان ضرورت پيدا كند تنبيه بايستي به ميزان ومصلحت باشد .

• ماده 500 قانون مجازات اسلامی
ماده 500 - هر كس عليه نظام جمهوري اسلامي ايران يا به نفع گروهها و سازمانهاي مخالف نظام به هر نحو فعاليت تبليغي نمايد به حبس از سه ماه تا يكسال محكوم خواهد شد .

• تبصره 1 ماده 1210 قانون مدنی
سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمری و در دختر نه سال تمام قمری است.


ایران امروز
READ MORE...

16 February 2010

علی قادر مرزی فعال مدنی وعضو کانون دفاع از حقوق کودکان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شد

نجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر ایران

اطلاعیه  
روز 22 بهمن ماه جاری علی قادر مرزی فعال مدنی، عضو کانون دفاع از حقوق کودکان و عضو انجمن دفاع از معلولین شهرستان دهگلان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
علی قادرمرزی متولد 1354 ساکن شهر قروه کارمند اداره بهزیستی،به اتهام فعالیتهای سیاسی واجتماعی درسالهای 76 و77 چندین بارتوسط نیروهای امنیتی بازداشت وزندانی شده بود.
انجمن دفاع ازندانیان سیاسی بازداشت علی قادرمرزی را محکوم میکند وازهمه انسانهای آزادیخواه، نهادهای بین المللی، مدافعین حقوق بشر وعفو بین الملل می خواهد که برای رهایی این فعال اجتماعی تلاش کنند.
آزاد زمانی – انجمن دفاع از زندانیان سیاسی وحقو ق بشر ایران
25 بهمن ماه 1388
http://www.azadi-b.com/J/2010/02/post_381.html READ MORE...

احمد بهاری نوجوانی که در کودکی مرتکب جرم شده بود از مرگ نجات یافته و امروز آزاد شد

احمد بهاری که در سن ۱۵ سالگی به اتهام قتل عمد مرحوم ابوالفضل رمضانی بازداشت و از تاریخ ۲۲/۸/۱۳۸۵ در زندان محبوس بود تا اینکه افراد خیر و خانواده موکلم مدتها در صدد اخذ رضایت بودند که در نهایت خانواده محترم مقتول به نامهای آقای مرتضی رمضانی و خانم فاطمه کورگلی عفو از قصاص نموده و این نوجوان از مرگ نجات و با تصمیم قضات شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان امروز آزاد شد.

موکل در تاریخ ۲۲/۸/۱۳۸۵ پس از دستگیری در مرجع قضایی اظهار می دارد که:من مقابل منزل نشسته بودم، مقتول و امید به قصد نزاع با من به درب منزل آمدند سعید (مقتول) به من حمله کرد و با یک ضربه چاقوی بلند دست چپ من را مجروح کرد من روز زمین افتادم و با یک ضربه دیگر به کمرم زد من برای دفاع از خود با چاقویی که در اختیار داشتم از ناحیه سینه ضربه ای وارد کردم و مقتول به زمین افتاد. او در تمام مراحل دادرسی اعلام کرد از خود دفاع نمودم.

با وجود دلایل قوی و محکمه پسند سه نفر از قضات شعبه ۷۱ دادگاه کسفری استان تهران حکم به قصاص نفس موکل صادر نموده و دو نفر دیگر نظر به دفاع مشروع داشتند که در نهایت شعبه یازدهم دیوانعالی کشور بدون درنظر گرفتن دفاعیات و محتویات پروندهٰ دادنامه صادره از شعبه ۷۱ کیفری استان را تایید می نماید.

مجددا از تمام کسانی که در خصوص رضایت از اولیاءدم این پرونده زحمت کشیده و تلاش کردند سپاسگزارم.


 نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 17:34 توسط محمد مصطفایی
READ MORE...

14 February 2010

مریوان؛ تجاوز به هشت دختر کلاس دوم ابتدایی

هشت کودک در یکی از روستاهای کردستان از سوی معلم خود مورد تجاوز قرار گرفته اند.
خبرگزاری هرانا - یک معلم در روستای از توابع مریوان به هشت کودک دبستانی تجاوز جنسی کرد و در محکومیت این اقدام غیر انسانی عده ای اهالی روستا در مقابل فرمانداری و آموزش و پروش تجمع اعتراضی برپا کردند.

به گزارش هرانا، هفته گذشته مشخص گردید که 8 دختر کلاس دوم ابتدایی، ساکن روستای " رزآب "از توابع مریوان توسط معلم خود به نام " پ. و" مورد تجاوز جنسی " اورال سکس" قرار گرفته اند.

این معلم در چندین مورد دیگر سابقه تجاوز داشته است که از جمله آن می توان به تجاوز به دانش آموز دختر کلاس پنجم ابتدایی در روستای " نیاوا" اشاره کرد که به سبب آن نیز به تحمل حبس محکوم و از اداره آموزش و پرورش اخراج شد، اما در نهایت مجددا به آموزش در مدارس اشتغال پیدا کرد.

گزارشات حاکی از آن است که جمعی از اهالی روستای رزآب، در مقابل فرمانداری وآموزش و پروش شهرستان سروآباد تجمع کرده و اعتراضات شدید خویش را نسبت به این عمل غیر انسانی ابراز کرده اند. READ MORE...

11 February 2010

به کمپین بین المللی علیه اعدام کودکان در ایران بپیوندید

  به کمپین بین المللی  علیه اعدام کودکان در ایران بپیوندید





READ MORE...

10 February 2010

بند 9 منشور حداقلی مطالبات کارگران ایران در مورد کودکان، به مناسبت سی و یکمین سالروزانقلاب 57

 

- تمامي كودكان بايد جداي از موقعيت اقتصادي و اجتماعي والدين، نوع جنسيت و وابستگي هاي ملي و ن‍‍ژادي و مذهبي از امكانات آموزشي، رفاهي و بهداشتي يكسان  و رایگانی برخوردار شوند

بقیه منشور را از اینجا بخوانید
.
. سی و یک سال از انقلاب بهمن 57 گذشت. مردم ایران در آنروزها با امید به برخورداری از یک زندگی بهتر و برچیده شدن چتر اختناق و سرکوب در صفی میلیونی به خیابانها آمدند و طبقه کارگر ایران و پیشاپیش آنان کارگران شرکت ملی نفت با اعتصاب سراسری خود و بستن شیرهای نفت کمر حاکمیت استبداد را در هم شکستند و توده های میلیونی مردم با شعار "کارگر نفت ما، رهبر سر سخت ما" پاسخی شورانگیز به این اقدام تاریخی آنان دادند و در روز 22 بهمن 1357 قدرت به دست مردم افتاد.

سقوط حکومت استبداد در روز 22 بهمن 1357 برای مردم به جان آمده از ستم و خفقان، بهارانی پر شکوه بود که زن و مرد و پیر و جوان و کودک با سرود بهاران خجسته باد و با شوری وصف ناپذیر به استقبالش شتافتند، مردم همدیگر را در آغوش می کشیدند، اشک شوق می ریختند و در پس قطره های اشک شوق شان رهائی و بهروزی خود را با تمامی وجودشان لمس میکردند.

اینک از آنروزهای پر شکوه و از آن روزهای امید و طراوت و شادابی 31 سال میگذرد، سی و یک سالی که امروز از آن همه امید و طراوات و شادابی چیزی جز فقر و بدبختی، بیکاری و دستمزد زیر خط فقر، طرح قطع یارانه ها و درماندگی میلیونها کارگر و مزد بگیر برای گذران زندگی بر جای نمانده است.

اما زندگی ادامه دارد و مردم ایران هنوز و به حق در حال و هوای تغییر اند و امیدشان را برای دست یابی به یک زندگی انسانی و شاد و مرفه و آزاد از دست نداده اند.

در این میان کارگران ایران در طول سالهای گذشته با اعتصابات و اعتراضات جسورانه خود و برپائی تشکلهای مستقل شان به دفاع از حق حیات و زندگی خود برخاستند و امروز بسیاری از آنان به جرم تشکل خواهی و خواست یک زندگی انسانی در پشت میله های زندان بسر میبرند.

اما برای ما کارگران سلولهای زندان پایان کار نیست، ما میلیونها انسانیم، ما تولید کنندگان تمامی ثروتها و نعمات موجود هستیم، چرخ تولید و زندگی در جامعه در دستان ماست، پشتوانه ما تجربه اعتصاب متحدانه و شکوهمند کارگران نفت در انقلاب بهمن 57 است و ما با این پشتوانه و با اتکا به قدرت میلیونی خود و با الهام از خواستهای انسانی مردم ایران در انقلاب سال 57، امروز و پس از سی و یک سال از بهمن 57 رئوس خواستهای حداقلی خود را به شرح زیر اعلام میداریم و خواهان تحقق فوری و بی قید و شرط همه آنها هستیم.

1- برسمیت شناخته شدن بی قید و شرط ایجاد تشكلهاي مستقل كارگري، اعتصاب، اعتراض، تجمع، آزادی بیان، مطبوعات و تحزب

2- لغو فوری مجازات اعدام و آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه فعالین کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی از زندان

3- افزايش فوري حداقل دستمزدها براساس اعلام نظرخود كارگران ازطريق نمايندگان منتخب آنها در مجامع عمومی کارگری

4- طرح هدفمند کردن یارانه ها باید متوقف و دستمزدهاي معوقه كارگران باید فورا" و بي هيچ عذر و بهانه اي پرداخت گردد

5- تامين امنيت شغلي براي كارگران و تمامی مزد بگیران، لغو قراردادهاي موقت و سفيد امضاء، برچيده شدن کلیه نهادهای دست ساز دولتی از محیطهای کار و تدوین و تصویب قانون کار جدید با دخالت مستقیم نمایندهای منتخب مجامع عمومی کارگران

6- اخراج و بيكار سازي كارگران به هر بهانه اي بايد متوقف گردد و تمامي كساني كه بيكار شده اند و يا به سن اشتغال رسيده و آماده به كار هستند بايد تا زمان اشتغال به كار از بيمه بيكاري متناسب با يك زندگي انساني برخوردار شوند

7- لغو کلیه قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان و تضمین برابری کامل و بی قید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی

8- برخورداري تمامي بازنشستگان از يك زندگي مرفه و بدون دغدغه اقتصادي و رفع هرگونه تبعيض در پرداخت مستمري بازنشستگان و بهره مندی آنان از تامین اجتماعی و خدمات درمانی

9- تمامي كودكان بايد جداي از موقعيت اقتصادي و اجتماعي والدين، نوع جنسيت و وابستگي هاي ملي و ن‍‍ژادي و مذهبي از امكانات آموزشي، رفاهي و بهداشتي يكسان و رایگانی برخوردار شوند

10- اول ماه مه بايد تعطيل رسمي اعلام گردد و در تقويم رسمي كشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعيت و محدوديت برگزاري مراسم اين روز ملغي گردد

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه

اتحادیه آزاد کارگران ایران

انجمن صنفی کارگران برق و فلز کار کرمانشاه

21 بهمن ماه 1388
READ MORE...

یک فعال حقوق کودکان در قزوین بازداشت شد

محمد غزنویان، فعال حوزه کودکان و زنان دوشنبه نوزدهم بهمن در پارک ملت قزوین بازداشت شد.
به گزارش هرانا، پس از بازداشت وی، ماموران با مراجعه به منزل پدری او، وسایل شخصی اش را ضبط کردند.
در مورد علت بازداشت محمد غزنویان، توضیحی از سوی ماموران به خانواده ی او داده نشده است.
از او مقالات و یادداشتهای زیادی با موضوعات حقوق بشر، زنان، کودکان و... در روزنامه ها و سایتهای اینترنتی منتشر شده است.
آخرین فعالیت اجتماعی او کمک در مدیریت یک مرکز پرورش استعدادهای کودکان کار و خیابان در قزوین می باشد که محمد غزنویان بعنوان مدیر داخلی این مجموعه نقش پررنگی در ایجاد و پایستگی این مرکز عام المنفعه در محله ی هادی آباد قزوین داشت
. READ MORE...

09 February 2010

رفاه کودکان معیار رفاه جامعه است

 سی و یک سال پیش میلیونها نفر از مردم ایران که از ستم و دیکتاتوری رژیم شاهنشاهی به تنگ آمده بودند٬ برای تحقق خواست های انسانی و برقراری یک جامعه آزاد و مرفه به میدان آمدند٬ این مردم همچنان برای تحقق این خواستها بیش از سه دهه است که میدان مبارزه را ترک نکرده اند٬ دیکتاتوری ستم شاهی به دست توانمند مردم فرو ریخت٬ اما جمهوری اسلامی بعنوان یک آلترناتیو ارتجاعی تر از رژیم سابق٬ برای عقب نشاندن مردم و شکست انقلابی که میرفت سرنوشت مردم ایران را برای همیشه عوض کند و آزادی و رفاه و سعادت که حق مسلم مردم بود را به ارمغان بیاورد مورد هجوم یکی از خشن ترین و هارترین نیروهای ارتجاعی ضد انقلابی قرار گرفتند و در ادامه نکبت حکومت اسلامی انقلاب مردم را طی بیش از سه دهه به خاک وخون کشید.
اما امروز در آستانه سالروز انقلاب ٥۷ مردم ایران برای یک رویارویی سرنوشت ساز باردیگر خود را آماده میکنند.
اگر رفاه کودک معیار رفاه جامعه است٬ ارمغان حکومت اسلامی برای میلیونها کودک جز فقر و تهیدستی٬ کارتن خوابی و خیابان گردی و استفاده وحشیانه از نیروی کار کودکان در بازار بیرحم سرمایه نبوده است.
اگر نشانه یک جامعه مدرن٬ عدم دخالت مذهب در آموزش و پرورش است٬ کل وبنیاد این حکومت و نظام آموزشی اش برپایه ارتجاعی ترین خرافات قرون وسطایی بنا شده است. کودک موجودی بی پناه و بی نام نشان چه به لحاظ تعریف حقوقی و قضایی و چه اجتماعی است. هیچ دورانی٬ وضعیت کودکان اینچنین سیاه و تیره نبوده است. حکومتی که با برپا کردن بساط چوبه های دار٬ اعدام کودکان٬ زندان کودکان٬ خود را از هر مسٸولیتی بری کرده است! فاقد هر گونه صلاحیت است!
جدایی جنسیتی٬ حجاب کودک و تحمیل موقعیت بزرگسال به کودکان با اتکا به قوانین شرعی ــ اسلامی که سن کودک دختر را ۹ سال و پسران را ١٥ سال اعلام میکند٬ عملا کودکان را از جهان کودکیشان به موقعیت بزرگسالان پرتاب می کند و آنگاه حکومت اسلامی با بی بیرحمی مافوق تصور کمر به مجازاتشان می بندد.
میلیونها کودک یا از دسترسی به آموزش و پروش محرومند و یا در بیغوله هایی به نام مدارس تخریبی که فرسنگها با استاندارد جهانی فاصله دارند زیر دست و پای هیولایی به نام جمهوری اسلامی افتاده اند! این تنها گوشه کوچکی از جهان مصیبت بار کودکان در نظام جمهوری اسلامی است.

در سالروز انقلاب ٥۷ برای دفاع از حرمت جامعه باید حقوق جهانشمول و پایه ای کودکان را به صحنه آورد و رسما از حکومتی که درجنایت علیه کودکان د رردیف اول اتهام نشسته است٬ سلب صلاحیت کرد.
برای دفاع از حق کودک باید به صف مبارزه با جمهوری نکبت اسلامی پیوست. باید در مقابل زندانها بود و فریاد کودکانمان را آزاد کنید٬ سرداد!

ماردان و پدران٬ فعالین دفاع ازحقوق کودک!
برای پایین کشیدن چوبه های دار٬ برای شکستن درب زندانهایی که کودکانمان را به گروگان گرفته اند٬ برای خاتمه دادن به کودک آزاری سیستماتیک جمهوری اسلامی٬ به خیابانها بیایید! برای خاتمه دادن به کار کودکان٬ برای خاتمه دادن به استفاده جنسی ازکودکان٬ برای خاتمه دادن به اعدام کودکان٬ برای خاتمه دادن به دست درازی مذهب در زندگی کودکان٬ برای به رسمیت شناختن حق کودک٬ باید به صف تظاهر کنندگان برای دستیابی به یک زندگی انسانی پیوست!
ما حق داریم و باید جهانی عاری از تبعیض و نابرابری٬ جامعه ای مملو از رفاه و امنیت٬ شادی و خلاقیت برای کوکانمان داشته باشیم!
وعده دیدار ما٬ درصفوف مبارزه متحد برای احقاق حقوق کودکانمان!

نهاد کودکان مقدمند
دوشنبه ١۹ بهمن ١٣۸۸ برابر با ۸ فوریه ۲۰١۰
READ MORE...

آرش حسینی پژوه : ترکیه اوینی دیگر

نمی خواهم از درد خودم بنویسم که در برابر زخم هموطنانم تکه خراشی بیش نیست , اما باید نوشت از دردی به اسم مهاجرت ...
وقتی صحبت از پناهنده و پناهندگی میشه حرف برای گفتن زیاده ولی من میخوام از جایی صحبت کنم که تنها نام پناهجو به روی ایرانیان میگذارند و بس ...
اینجا ترکیه است نزدیک ترین نقطه به ایران برای یک پناهنده شاید تنها همین یک حسن را داشته باشد , وقتی میگی پناهنده مشخصا یعنی کسی که به جایی پناه برده و در انتظار خوابی راحت و شاید شبی آرام آمده ...
اینجا کمی فرق داره , من میدونم که یک پناهنده در اروپا با چه سختی هایی مواجه است , غربت دلتنگی و ...
اما اینجا اروپا نیست , اینجا دردت تنها غربت نیست , اینجا دردت تنها وطن نیست ...
ینجا میشود درد را در صورت پدری حس کرد که دخترش ماه هاست که رنگ گوشت را به چشم ندیده , اینجا درد را میشود در چشمان مادری حس کنی که ماه هاست دخترکش رو با تکه نونی گول زده , درد در صورت پدریست که بیماریش را از خانه پنهان میکند تا مبادا پولی که نان بچه اوست خرج خودش کند , درد زندگی کردن در خانه ایست که همسایه ات موش و عقرب است ,
درد اینجاست که وقتی میگویی من انسانم حقم کو میگویند تو هنوز انسان نیستی صبر کن انسانیتت در دست برسیست , دردت وقتی استخوان هایت را به لرزه در میاورد که نگاهی به خودت میکنی , تویی که در کشورت اگرچه خس و خاشاک بودی اما حق کار داشتی اگر چه گاو و گوسفند بودی اما دخترکت شب گرسنه نمیخوایبد , استخوانت وقتی از درد میترکد که هموطنت را میبینی وقتی به امید پیدا کردن شاید تکه نانی سر در زباله ها کرده تا شاید نور امیدی از زباله دانی برایش سوسو بزند
درد اینجاست که تو گرچه زمانی شاید فریاد هموطنانت بودی , گرچه شاید زمانی حنجره مادران سرزمینت بودی اما امروز تنها از حنجره ات صدای خس خس بلند است که به گوش هیچ کس نمیرسد..
درد اینجاست که برای پناهندگی هم آقا زاده بودن الزامیست , اگر نامی باشید اگر کسی ترا بشناسد شاید صدایت را بشنوند اما اگر تنها انسان باشی و حاضر نباشی به زیر پرچمی بروی نه تنها صدایت را بلند نمیکنند که خفه ات میکنند.
درد اینجاست که اینجا پناهجو انسان نیست ...
حقوق اولیه انسانها چیست ؟
حق زندگی ؟ حق کار ؟ حق درمان ؟ حق داشتن یه سر پناه ؟ حق داشتن یه سفره با نون داغ ؟
هیچ یک از اینها اینجا حق ما نیست !
اگر پول نداری باید بمیری , نه حق کاری نه حتی اندک کمکی ...
نمیدونم این جا کدام نقطه از زمین است که انسانی بدون حق کار بدون دریافت کمک مالی بدون حق درمان رایگان بدون حق داشتن یک سر پناه میتونه زندگی کنه!!!
نمیدانم میشود با جملات دردی که بر ایرانیان میرود بیان کرد , شاید اگر تک تک این پناهنده ها به جای ترکیه اوین بودند راحت تر زندگی میکردند , دنیا چشمش را به روی ترکیه بسته است .
نمیدانم با کدام منطق و اصول انسانی ترکیه پناهجو میپذیرد ؟ نمیدانم با کدام منطق بشری سازمان ملل چشم بر روی پناهنده های ترکیه بسته است ؟ اگر جایی به انسانی حق کار ندهی , با چه منطقی ازش مالیات میگیری؟
نمیدانم عصبانی هستم یا خسته ...
امیدوارم کسی صدای خس خس گلوی ایرانیانی را بشنود که با افتخار زیر فشار چکمه استبداد فریاد زدند اما امروز هیچ کس صدایی از آنها نمیشنود...
من بیش از یکسال در این نقطه تاریک زندگی کردم اما هرگز دوست نداشتم قلمی که میتوانست برای ایرانم کاغذ را سیاه کند برای من برقص در آید , این را نوشتم نه برای درمان دردهایم
نوشتم شاید شنیده شود فریاد کودکانی که ماه هاست لبخند پدر را ندیده اند ...
اینجا ترکیه است اوینی دیگر...
آرش حسینی پژوه
READ MORE...

تظاهرات علیه جمهوری اسلامی در خارج کشور بمناسبت ٢٢ بهمن

آلمان- فرانکفورت :
مکان: مقابل کنسولگری جمهوری اسلامی
زمان : پنجشنبه ١١ فوریه ، از ساعت ١١ تا ١٧
تلفن تماس: +۴۹۱۵۷۸۱۶۸۸۷۳۲

آلمان – کلن
مکان : مقابل کلیسای دم ، دم پلاته
زمان : جمعه ١٢ فوریه ، ساعت ٣ بعد ازظهر
تلفن تماس : ٠١٧٧٣٦٠٠٩٦٣

آلمان – برلین
مکان : مقابل سفارت جمهوری اسلامی
زمان : سه شنبه ٩ فوریه از ساعت ١٢ ظهر
تلفنهای تماس: ٠١٧٢٤٠٣٧٠٣٥،٠١٧٦٢٤٨٦٦٣١٧

آلمان – هامبورگ
اعتراض به "کنفرانس ایران" با حضور سفیر رژیم
مکان : روبروی هتل آتلانتیک- An der Alster 72-79
زمان : پنجشنبه ۱۱ فوریه از ساعت ۱۷ ظهر
تلفن تماس: ۰۱۷۲۴۰۴۴۳۲۳

کانادا- تورنتو :
زمان : ۵ شنبه ۱۱ فوریه ، ساعت ١٧ تا ۱٩
مکان : میدان مل لاستمن

کانادا- اتاوا :
زمان : ۵ شنبه ۱۱ فوریه ، ساعت ۱۲ تا ۱۴
مکان : مقابل سفارت جمهوری اسلامی

کانادا-ونکوور
زمان: پنجشنبه ۱۱ فوریه ساعت ۱۷:۳۰
مکان: مقابل آرت گالری تقاطع هو و رابسون
تلفن تماس: ۶۰۴۷۲۷۸۹۸۶

کانادا- مونترال
زمان: پنجسنبه ۱۱ فوریه مصادف با ۲۲ بهمن- ساعت ۱۷
مکان: میدان Philips Square
نروژ- اسلو
پنجشنبه ١١ فوريه، برابر با ٢٢ بهمن
ساعت ۱۳ تا ۱۴ در مقابل سفارت رژيم اسلامى در اسلو
ساعت ۱۴:۳۰ تا ۱۵:۳۰ ، در مقابل پارلمان نروژ
تلفن تماس: ۰۰۴۷۹۸۶۹۴۰۰۱

سوئد- استکهلم :
زمان : پنجشنبه ١١ فوریه از ساعت ١٢ظهر
مکان : مقابل سفارت جمهوری اسلامی

استرالیا- کنبرا:
زمان : جمعه ١٢ فوریه از ساعت ١١ الی ١٣
مکان : مقابل سفارت جمهوری اسلامی در کنبرا

سوئد- گوتنبرگ :
زمان : پنجشنبه ١١فوریه از ساعت ١٦ تا ١٨
مکان : برونزپارکن ، جنب مجسمه یوهانا
تلفن تماس:+۴۶۷۳۷۱۷۸۸۱۹

انگلستان- لندن
زمان : پنجشنبه ١١ فوریه برابر با ٢٢ بهمن ساعت ١٤ تا ١٧
مکان : مقابل سفارت جمهوری اسلامی
تلفن تماس: +۴۴۷۹۵۰۹۲۴۴۳۴

آمریکا- واشنگتن دی سی
زمان : پنجشنبه ١١ فوریه ساعت ۱۲ به وقت شرق آمریکا
مکان: دفتر حفاظت از منافع جمهوری اسلامی در آمریکا

بلژیک- بروکسل
زمان : ۱۰ فوریه ساعت ۱۷ تا ۱۹
مکان : مقابل سفارت جمهوری اسلامی

دانمارک- کپنهاگ
زمان : ۱۱ فوریه ساعت ۱۶
مکان : مقابل سفارت جمهوری اسلامی
تلفن تماس: ٤٠٥٤٣٩٩٢ ٠٠٤٥

سوئیس- برن
زمان : پنجشنبه ١١ فوریه از ساعت ۱۳تا ۱۵
مکان : مقابل سفارت جمهوری اسلامی
تلفن تماس: ۰۰۴۱۷۶۳۰۶۰۷۲۳

هلند- دنهاخ
زمان : پنجشنبه ١١ فوریه از ساعت ۱۳تا ۱۵
مکان : مقابل سفارت جمهوری اسلامی
تلفن تماس: ۰۶۵۱۲۷۳۲۶۱

اتریش- وین
زمان : پنجشنبه ١١ فوریه از ساعت ۱۷
مکان : روبروی ایران ایر- kärtner strasse

ترکیه- آنکارا
زمان : پنجشنبه ١١ فوریه از ساعت ۱۴ تا ۱۹
مکان : مقابل سفارت جمهوری اسلامی

فنلاند- هلسینکی
زمان : پنجشنبه ١١ فوریه از ساعت ۱۳
مکان : مقابل پارلمان

فرانسه- لیون
زمان: پنجشنبه ۱۱ فوریه- ساعت ۱۸ تا ۲۰
مکان: Bellecourt

ما همه را به شرکت گسترده در این اعتراضات فرا می خوانیم

(این لیست در حال تکمیل شدن است)

تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگری ایران
http://rowzane.com/fa/annonce-archiev/68-agahi/979-310110-kx.html

READ MORE...